السيد جعفر السجادي
50
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
حظوظ ضعيفى است كه اتصاف به آنها ممكن نيست مگر بعد از وجود آنها براى موصوفات خود . « 1 » اين مسأله را از اين جهت مطرح كردهاند كه معلوم شود كه اتصاف وجود به ماهيت از چه نوع اتصافى است و عروض وجود بر ماهيت چگونه است و بنابر قاعدهء فرعيه كه « ثبوت شىء لشىء او اتصافه به او عروضه له متفرع على وجود المثبت له و الموصوف و المعروض له » باشد چگونه وجود وصف و عارض بر ماهيت است در حال كه ماهيت را قبل از وجود تقررى نيست . « 2 » در مقام حل اين اشكال آرا و عقايدى چند اظهار شده است كه بعضى بر اساس تصرف در قاعدهء فرعيه است و بعضى بر مبناى تأويل و تغيير قاعده و بالأخره تصرف در نحوهء اتصاف است . و الحق ان الاتصاف نسبة بين شيئين متغايرين بحسب الوجود فى ظرف الاتّصاف . صدرا گويد عارض بر دو قسم است يكى عارض ماهيت و ديگرى عارض وجود ، قسم اول مانند عروض فصل بر جنس و تشخص بر نوع و قسم دوم عروض سواد بر جسم و فوقيت بر سما . خاصيت اول آن كه معروض به واسطهء عارض موجود مىشود نه قبل از آن و خاصيت دوم عكس اول است . « 3 » و عروض وجود بر ماهيت از قبيل قسم اول است كه معروض آن نفس ماهيت است « من حيث هى هى » كه به آن وجود موجود مىشود نه قبل از آن و به واسطهء عروض آن وجود حصهاى از وجود مىشود نه شىء ديگر و بلكه وجود عين تشخص است و بالجمله ان العارض على ضربين عارض الوجود و عارض الماهية ، مثال الثانى عروض الفصل للجنس و عروض التشخص للنوع و مثال الاول عروض السواد للجسم و عروض الفوقية للسماء و خاصية الثانى ان المعروض يصير بالعارض موجودا بالفعل لا قبله . . . و خاصية الاول عكس ذالك فان السواد العارض لزيد مثلا يصير به موجودا و لا يصير زيد به موجودا . « 4 » و بالجمله اتصاف ماهيت به وجود ، اتصاف به ثبوت آن است نه به ثبوت چيزى ديگرى براى آن و ثبوت وجود براى آن عبارت از ثبوت نفس آن است نه به ثبوت چيزى ديگر براى آن . اتصال - اتصال به معنى التيام و پيوستن و ارتباط و « ما يصل بين شيئين » و از نظر مفهوم فلسفى عبارت از نحوهء وجود شىء است به وجهى كه ممكن باشد فرض اجزاى مشترك در حدود براى آن و « حد » مشترك ميان دو جزء آن به وصفى باشد كه در عين آن كه نهايت يك طرف است بدايت طرف ديگر باشد . صدرا گويد اتصال عبارت از امتداد جوهرى ست و مرادف با امتداد و از فصول كم است . « 5 » الاتصال الذى هو به معنى الامتداد الجوهرى و نحن لا نسلم فى الجسم الا الاتصال الذى قيل انه من فصول الكم . « 6 » اتصال بر دو معنى است يكى اتصال حقيقى
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 336 . ( 2 ) همان . ( 3 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 114 . ( 4 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 336 . ( 5 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 115 . ( 6 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 2 ، صص 19 - 21 .